نگهداري سنگ زبر در فضاي داخلي

 

نگهداري معمولي پرداخت هاي زبر عبارتست از : شستشوي كف و در صورت لزوم با آب و پاك كننده هاي داراي خاصيت خفيف ساييدگي كه پرداختي شبيه سنگ پا بر جاي مي‌گذارند و در عين حال گرد و خاك را به وسيله ماده پاك كننده مي زدايند . پاك كننده هاي مايع قوي وپودرهاي جلا دهنده از خانواده سفيدكننده مناسب مي‌باشند.
 

لك زدايي

 

در حال حاضر انواع پودرهاي خمير مرمر در بازار يافت مي شود . براي عمل آوري اين پودرها فقط افزودن آب خالي كافي است . به علاوه اسيدي نيستند و بسيارمناسب تر از خميرهاي دست سازند . به طوركلي لكهاي سنگ يكي از سه منشأ زير را دارند : مواد آلي، فلزي، روغنها وچربي ها
 

اگر استفاده از خمير مؤثر واقع نشد به جاي آن مي‌توان از كلرين سفيد كننده، پودر نشادر، يا محلول 6% آب اكسيژنه در مايع سفيدكننده براي زدودن لكه هاي آلي استفاده كرد . لكه هاي آلي مانند لكه هاي ناشي از غذا يا سيگار، فضله پرندگان و اثر برگ يا پوست درختان، ممكن است در اثر وجود رطوبت، لكه هاي قهوه اي متمايل به صورتي بر جاي گذارند . معمولاً در فضاي آزاد تابش خورشيد، بارندگي وجريان هوا لكه ها را پاك مي كند ولي در فضاي بسته اين كار را كاغذ خشك كن يا ابر آغشته به آب اكسيژنه يا كلرين سفيد كننده انجام مي دهد. اين مواد را مي‌توان به صورت خمير درآورد و از آنها استفاده كرد.
 

زدودن لكه هاي فلزي

 

اين لكه ها عموماً به رنگ قرمز مايل به قهوه اي و شبيه زنگ هستند و از تأثير رطوبت بر ذرات آهن يا فولاد دلق شده يا كارگذاشته شده در سنگ به وجود مي آيند .
 

ابتدا بايد منشأ لك ( رطوبت يا فلز ) را از بين برد . هرنوع سطح فلزي را كه در تماس با كف قرار دارد تميز و رنگ كرد و در صورتي كه اين اجسام بخشي از قسمتهاي تزئيني يا قيد و بست سنگ هستند در محل تماس يك ورق لاستيكي قرار داد . لكه هاي سطحي تازه معمولاً با محكم ساييدن پاك مي شوند . لكه هاي كهنه را بايد با مواد زنگزدا پاك كرد . اگر اين مواد نيز، لكه را پاك نكرد، پس از زدودن زنگزدا بر سطح ، با استفاده از مواد ساينده لكه از بين مي رود .
 

زدودن لكه هاي مس وبرنز

 

اين لكه ها در سنگ مرمر به رنگ سبز يا قهو.ه اي گلي ظاهر مي شوند و از تأثير رطوبت بر قطعات برنزي مسي و برنجي لق شده يا كارگذاشته شده در سنگ پديد مي آيند . پوشش دادن اشيايي كه باعث لك شده اند، با لايه نازكي از موادي كه خشك ميشوند، نظير شلاك، لاك يا پوشش پلاستيكي،منشأ اكسايش فلزي را برطرف مي كنند . سپس روي لك و اطراف آن را با لايه ضخيمي از خميري كه با مايع سفيدكننده البسه ومخلوط نشادر ونمك به مقدار مساوي تهيه شده است ماليده وبايد گذاشت تا خشك شود . خمير خشك شده را با كاردك غير فلزي برداشت و جاي آن را با آب شست .در صورت لزوم اين كار را تكرار كرد .
 

زدودن لكه جوهر

 

چنانچه جوهر از نمك هاي فلزي ساخته شده باشد، لكه هاي جوهر را مي‌توان به همان شيوه توصيه شده براي لكه هاي فلزي از بين برد . اگر اين شيوه مؤثر نبود، احتمالاً جوهر غيرفلزي است و لكه را ميتوان با استفاده از خمير يا كاغذ خشك كن آغشته به الكل چوب يا الكل گياهي وسپس با ساييدن مخلوط 50 ـ 50 نشادر ونمك برروي آن برطرف كرد. علاوه بر اين معمولاً خمير سفيدكننده براي زدودن ته مانده رنگ لازم مي‌شود .
 

زدودن لكه هاي روغن و چربي از سطح مرمر

 

معمولاً لكه هاي روغن، چربي، روغن بذرك يا عرق بدن را با روش شيميايي مي‌توان حل كرد، در انجام آن بايد احتياط فراوان به خرج داد زيرا برخي از اين مواد آتشگير و قابل انفجارند. استون معمولي ترين حلالي است كه نتيجه خوبي روي اكثر روغنها وچربيها دارد .
 

چسبهاي 100% جامد واستفاده از آن به جاي دوغاب سيمان در نصب سنگ

 

چسب هاي 100% جامد به عنوان “گرما سخت” توصيف شده اند. زيرا آنها طبق واكنشي شيميايي كه توليد حرارت وگرما مي نمايد، عمل مي كنند . اين واكنش شيميايي وقتي شروع مي شود كه اجزاي چسب ( معمولاً دو يا سه جزء ) با يكديگر تركيب مي شوند و محلولي را نتيجه مي دهند كه حرارت لازم خود را توليد مي كنند . چون بيشتر چسب ها در زمان تركيب شدن به دما حساسند، كار با آنها در شرايط گرم واكنش شيميايي را تسريع خواهد كرد . در حاليكه كار با آنها در شرايط سرد، واكنش را به تأخير خواهد انداخت . به همين دليل برخي چسب هاي موجود در حال حاضر با آب سرد قابل شستشو هستند. وقتي آب سرد در تماس با دوغاب قرار مي‌گيرد، واكنش شيميايي را جهت تسهيل امر تميز كردن وبه كار گيري ابزارآلات براي دوغابكاري چسب ، كند خواهد كرد . ” جامد100% ” اشاره به اين حقيقت دارد كه در فرمول آن آبي وجود ندارد وهيچ تركيبي در چسب وجود ندارد كه در خلال فرآيند تبخير شود.
 

مزاياي چسب هاي 100% جامد نسبت به دوغابهاي سيمان پرتلند

 

اصولاً سه مزيت عمده در به كار گيري دوغاب چسبهاي 100% جامد به عنوان پركننده درزه ها نسبت به دوغاب سيمان پرتلند با رنگ معمولي وجود دارد :
 

الف ) سختي و مقاومت
 

مقاومت فشاري و برشي چسبهاي 100 % جامد نسبت به دوغاب سيمان پرتلند، دو تا سه برابر بيشتر است.
 

ب ) درخشش و پايداري رنگ :
 

درخشش و پايداري رنگ به خوبي گوياي اين مطلب است كه درخشش و پايداري چسبها نسبت به دوغاب سيمان پرتلند بيشتر مي باشد.
 

ج ) مقوامت در برابر مواد شيميايي وچرك شدن :
 

به كار گيري اين دوغابها نياز به نگهداري وتعمير مرتب را منتفي مي‌كند يا به هر طريق « خود تنظيف » است.درزه اي كه با چسب پرشده است در صورتي كه مورد تعمير و نگهداري منظم و دقيق قرار گيرد،مدت زمان طولاني تري نو تميز باقي مي ماند تا درزه‌هايي كه با سيمان پرتلند پر شده باشند و همان تعمير ونگهداري را نيز دريافت كرده باشند.
 

معايب چسبهاي 100% جامد نسبت به دوغاب سيمان پرتلند

 

در مقايسه با دوغاب سيمان پرتلند، سه نكته در مورد چسب هاي 100% جامد وجود دارد كه غالباً به عنوان عيب به آنها اشاره مي شود :
 

الف ) هزينه

 

هزينه هاي كارگر ومواد براي نصب با چسب هاي جامددر مقايسه با هزينه هاي مشابه براي نصب با دوغاب سيمان پرتلند، بالاتر است .
 

ب ) مشكلات نصب

 

براي نصب سنگهايي كه با استفاده از د.غاب چسبهاي 100% جامد انجام مي‌گيرد در مقايسه با روشهاي نصب با دوغاب سيمان پرتلند مشكلتر مي باشد و به همين دليل كارخانه هاي توليدكننده، شديداً در حال تلاش براي يافتن فرمولي هستند تا بتوانند كار با چسبهاي جامد را از نظر اجرايي آسانتر و از نظر هزينه كاراتر كنند .
 

ج ) قابليت كاهش كيفيت بر اثر اشعه ماواري بنفش

 

اين بدان معني است كه چسبهاي 100% جامد، وقتي در معرض اشعه ماوراي بنفش براي يك دوره زماني خاص قرار مي گيرند،تمايل به از دست دادن رنگشان را از خود نشان مي دهند .
 

رنگ در سنگهاي طبيعي

 

چه چيز سنگ را رنگين ميكند؟

 

وجود اكسيدهاي معدني به مقدار ناچيز سبب رنگي بودن اغلب سنگهاست . معمولاً بخش عمده هر سنگ طبيعي را ماده معدني خاصي تشكيل مي دهد . در اثر وجود مقدار ناچيزي از مواد ديگر معمولاً اكسيدهاي فلزي سنگ، رنگي ميشود . در سنگهاي رسوبي مواد آلي عامل رنگين سازي سنگ است.گرانيت عمدتاً از سيليس، پتاسيم و سديم تشكيل مي شود. (فلدسپاتها 45% وكوارتزها 35%)
 

مقدار كلسيم،آهن فلزي ومنيزيم در گرانيتها كم است . رنگ گرانيتها بيشتر به فراواني فلدسپاتها و فراواني نسبي آنها نسبت به كاني هاي تيره بستگي دارد. كاني هاي فرعي كه به منزله عامل رنگين ساز عمل مي‌كنند، عبارتند از :
 

 

  • خاكستري : فلدسپاتها ي نوع پلاژيوكلاز و كاني هاي فرومنيزمي

 

  • صورتي، سرخ : اورتوز همراه با هماتيت ، مرمر از كلسيت يا دولوميت تشكيل ميشوند . كاني هاي فرعي كه به منزله عامل رنگين ساز عمل مي كنند عبارتند از :

 

  • سياه : مواد كربن دار ( معمولاً مواد آلي از قبيل نفت، قطران و …. )

 

  • سبز : ديوپسيد، هورنيلند، سرپانتين ياتالك

 

  • سرخ : هماتيت ( اكسيدآهن )

 

  • زردو قهوه اي : ليمونيت ( اكسيدآهن )

ماسه سنگ ـ كوارتزيت رنگهاي فوق العاده متنوعي دارند و در حضور رس، سيليس، كربناتها يا اكسيدهاي آهن، در تحت فشار سيماني مي شوند . رنگ سنگ به مقدار و رنگ سيمان و نيز به رنگ كلي دانه ها بستگي دارد . به نظر مي‌رسد كه هر گاه ماسه سنگ عاري از سيمان باشد يا با كلسيت يا كوارتز سيماني شده باشد ، رنگ آن روشن خواهد بود.
كاني هاي فرعي كه به منزله عامل رنگين ساز عمل مي‌كنند عبارتند از :
 

نخودي، قهوه اي، سرخ = ليمونيت ( اكسيدآهن)، هماتيت ( اكسيدآهن )
 

سبز : گلوكونيت ( سبز، ماسه )
 

سنگ آهك سنگي رسوبي است و يا از رسوب كاني ها در آب حاصل مي شود اين سنگ هرچه را كه در مدت تشكيل آن رسوب كرده اند در بر دارد . وجود سنگواره در اين سنگ عادي است . رنگ اين سنگ معمولاً از سفيد تا خاكستري و سياه يا از زرد تا قهوه اي تغيير مي كند. ساختار سنگ آهك به علت سهولت انحلال و گوناگوني رسوبات در بستر درياها بسيار متنوع است  ( به عنوان مثال به صورت غارهاي آهكي)
 

كاني هاي فرعي كه به منزله عامل رنگين ساز عمل مي‌كنند عبارتند از :

 

 

  • خاكستري ـ سياه : مواد آلي ( نفت خام ، قطران و …….)

 

  • زرد و قهوه اي : اكسيدهاي آهن

سنگ لوح (اسليت) ـ ميكا ـ شيست، از ذرات ميكروسكوپي وچگال رس (كائولين) تشكيل مي شود و حاصل دگرگوني سنگهاي اوليه (معمولاً شيل يا پلمه سنگ) است. سازنده هاي اصلي آن مسكوويت و كلريت هستند .
كاني هاي فرعي كه به منزله عامل رنگين ساز عمل مي‌كنند عبارتند از :

 

خاكستري : مواد آلي كربن دار، گرانيت
 

سرخ و قهوه اي : اكسيدهاي آهن (ليمونيت، هماتيت)
 

سبز: كلريت (آهن ، منيزيم، آلومينيوم)
 

هر نوع تنوع رنگ، از جمله وجود الگوهاي رگه مانند، از توزيع ناهمگون عامل رنگين ساز ناشي مي شوند.